ماهانماهان، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

ماه زندگي مامان و بابا

18 ماهگی

گل پسر مامان پنج شنبه مورخ 22/3/93 وارد 18 ماهگی شد و مامان امتحان داشت بعد از امتحان بردمت بهداشت برای واکسن 18 ماهگی ولی گفتن که شنبه ها واکسن میزنیم  و مامانی شنبه رو مرخصی گرفت و  با دایی حمید و مامانی رفتی واکسن زدی اول قد و وزنت کرد که وزنت بود 12.800 و قدت 84 سانت و گفت که همه چیزیت عالی هست و باید روزی 5 وعده غذا بخوری و من گفتم که وعده غذایت رو با هزار بازی و کلک باید بهت بدم چه برسه 5 وعده غذا و بعد رفتیم برای واکسن زدن و کلیییییی گریه کردی الهی مامانی برات بمیره و رفتیم خونه مادر جون پیش نی نی خاله و ناهار خوردی خوابید وقتی از خواب بیدار شدی خیلی پات درد میکرد و نمیتونستی بلندی شی الهی الهی و خودتو لوس میکردی و بقیه بغلت...
27 خرداد 1393

وای خبر خوب آمدن پسر خاله ایی

سلام مامانی یه خبر خوش اینکه یه همبازی برات آمده یه پسرخاله توپولی موپولی کوچولو فعلا اسمش معلوم نیست چیه ولی ما بهش میگیم نی نی دیروز یعنی 17/3/93 ساعت 12:47 دقیقه ظهر روز شنبه به دنیا آمد و همه ی ما رو خوشحال رفتیم بیمارستان و توی بیمارستا یه فضای سبز و حوضچه بود که توش قاز بود و تو خیلی خوشت آمده بود و وقتی خواستیم بریم خونه اینقدر گریه کردی و نمی آمدی مامانی خلاصه اینکه خیلی روز خوبی بود . دوستت دارم بوس
18 خرداد 1393

خبر بد

سلام مامانی پنج شنبه خونه مادر جون اینا بودیم که پسر عمومی مامانی زنگ زد و گفت عمو تیمور فوت کرده خیلی ناراحت شدم چون 2 تا عموم بیشتر داشتم یکیش که دو سال پیش فوت کرده بود که این از عمو بزرگم انشاالله که خدا دو تاشون رو رحمت کنه و رفتیم تشیع جنازه و تو اونجا تو مسجد با بچه ها بازی میکردی و هی میدویدی اینور و اونور عزیزم انشاالله هیچ کسی تو زندگی غم نبینه دوستت دارم
7 خرداد 1393
1